پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۴۱

مشنو که چراغ دل من روی تو نبود

یا میل من سوخته دل سوی تو نبود

مشنو که هر آنکش خبر از عالم جانست

آئینه جان رخ دلجوی تو نبود

مشنو که سر زلف عروسان بهاری

آشفته ی آن سنبل گلبوی تو نبود

مشنو که دل خسته ی دیوانه ما را

شوریدگی از سلسله ی موی تو نبود

مشنو که گر آن طره ی زنگی وش هندوست

ترک فلکی بنده ی هندوی تو نبود

مشنو که چو در گوشه ی محراب کنم روی

چشمم همه در گوشه ی ابروی تو نبود

مشنو که گر از هر دو جهان روی بتابم

مقصود من از هر دو جهان روی تو نبود

مشنو که شبی تا سحر از آتش سودا

منزلگه من خاک سر کوی تو نبود

مشنو که پریشانی و بیماری خواجو

از زلف کژ و غمزه ی جادوی تو نبود

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳درد من دلخسته بدرمان که رساند
  2. شمارهٔ ۱۴۴هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
  3. شمارهٔ ۱۴۵مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
  4. شمارهٔ ۱۴۶خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
  5. شمارهٔ ۱۴۷مستم ز در خانهٔ خمار برآرید
  6. شمارهٔ ۱۴۸بهار دهر بباد خزان نمی ارزد
  7. شمارهٔ ۱۴۹مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار
  8. شمارهٔ ۱۵۰معلوم نگردد سخن عشق بتقریر
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.