پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۴۳

درد من دلخسته بدرمان که رساند

کار من بیچاره بسامان که رساند

از ذره حدیثی بر خورشید که گوید

وز مصر نسیمی سوی کنعان که رساند

دل را نظری از رخ دلدار که بخشد

جانرا شکری از لب جانان که رساند

از مور پیامی بسلیمان که گذارد

وز مرغ سلامی بگلستان که رساند

آدم که بشد کوثرش از دیده ی پر آب

بازش بسوی روضه ی رضوان که رساند

شد عمر درین ظلمت دلگیر بپایان

ما را بلب چشمه ی حیوان که رساند

گر فیض نه از دیده رسد سوختگانرا

هر دم بره بادیه باران که رساند

درویش که همچون سگش از پیش برانند

او را بسرا پرده ی سلطان که رساند

بی جاذبه ئی قطع منازل که تواند

بی راهبری راه بیابان که رساند

شد سوخته از آتش دوری دل خواجو

این قصه ی دلسوز بکرمان که رساند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
  2. شمارهٔ ۱۴۶خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
  3. شمارهٔ ۱۴۷مستم ز در خانهٔ خمار برآرید
  4. شمارهٔ ۱۴۸بهار دهر بباد خزان نمی ارزد
  5. شمارهٔ ۱۴۹مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار
  6. شمارهٔ ۱۵۰معلوم نگردد سخن عشق بتقریر
  7. شمارهٔ ۱۵۱برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
  8. شمارهٔ ۱۵۲بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.