پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۳۵

مهی چون او بماهی برنیاید

شهی ز انسان بگاهی برنیاید

چو زلف هندوی زنگی نژادش

ز هندوستان سیاهی برنیاید

باورنگ لطافت تا بمحشر

چو آن گلچهر شاهی برنیاید

دل افروزی چو آن خورشید خوبان

ز طرف بارگاهی بر نیاید

مهش خوانم ولیکن روشنست این

که ماهی با کلاهی بر نیاید

ور او را سرو گویم راست نبود

که سروی در قباهی بر نیاید

زمانی نگذرد کز خاک کویش

نفیر دادخواهی بر نیاید

گنهکارم چرا کان آتشم نیست

کزو دود گناهی بر نیاید

برو خواجو که آواز درائی

درین کشور ز راهی بر نیاید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷زنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اند
  2. شمارهٔ ۱۳۸دلبرم را پرّ طوطی بر شکر خواهد فتاد
  3. شمارهٔ ۱۳۹ترک من ترک من گرفت و خطا کرد
  4. شمارهٔ ۱۴۰آن رفت که میل دل من سوی شما بود
  5. شمارهٔ ۱۴۱مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
  6. شمارهٔ ۱۴۲هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد
  7. شمارهٔ ۱۴۳درد من دلخسته بدرمان که رساند
  8. شمارهٔ ۱۴۴هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.