پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۳۴

بسالی کی چنان ماهی برآید

و گر آید ز خرگاهی بر آید

چون رخسارش ز چین جعد شبگون

کجا از تیره شب ماهی بر آید

اگر آئینه چینست رویش

بگیرد زنگ اگر آهی برآید

بسا خرمن که در یکدم بسوزد

از آن آتش که ناگاهی برآید

همه شب تا سحر بیدار دارم

بود کان مه سحرگاهی برآید

گدائی کو بکوی دل فرو شد

گر از جان بگذرد شاهی برآید

عجب نبود درین میخانه خواجو

که از می کار گمراهی برآید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند
  2. شمارهٔ ۱۳۷زنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اند
  3. شمارهٔ ۱۳۸دلبرم را پرّ طوطی بر شکر خواهد فتاد
  4. شمارهٔ ۱۳۹ترک من ترک من گرفت و خطا کرد
  5. شمارهٔ ۱۴۰آن رفت که میل دل من سوی شما بود
  6. شمارهٔ ۱۴۱مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
  7. شمارهٔ ۱۴۲هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد
  8. شمارهٔ ۱۴۳درد من دلخسته بدرمان که رساند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.