پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۳۰

دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود

قوت روان من ز شراب مغانه بود

بود از خروس مرغ صراحی سماع من

وز سوز سینه هر نفسم جز فغان نبود

دل را که بود بی خبر از جام سرمدی

جز لعل جانفزای بتان کام جان نبود

طاوس جلوه ساز گلستان عشق را

بیرون ز صحن روضه ی قدس آشیان نبود

کس در جهان نبود مگر یار من ولیک

گرد جهان بگشتم و او در جهان نبود

بر هر طرف ز عارض آن ماه دلستان

دیدم گلی شکفته که در گلستان نبود

همچون کمر بگرد میانش در آمدم

او را میان ندیدم و او در میان نبود

جز خون دل که آب رخم را بباد دادم

در جویبار چشم من آب روان نبود

گفتم کرانه گیرم از آشوب عشق او

وین بحر را چو نیک بدیدم کران نبود

کون و مکان بگشتم و در ملک هر دو کون

او را مکان ندیدم و بی او مکان نبود

خواجو گهی بنور یقین راه باز یافت

کز خویشتن برون شد و اینم گمان نبود

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲ساقیان چون دم از شراب زنند
  2. شمارهٔ ۱۳۳چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
  3. شمارهٔ ۱۳۴بسالی کی چنان ماهی برآید
  4. شمارهٔ ۱۳۵مهی چون او بماهی برنیاید
  5. شمارهٔ ۱۳۶بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند
  6. شمارهٔ ۱۳۷زنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اند
  7. شمارهٔ ۱۳۸دلبرم را پرّ طوطی بر شکر خواهد فتاد
  8. شمارهٔ ۱۳۹ترک من ترک من گرفت و خطا کرد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.