پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۳۱

چو عکس روی تو در ساغر شراب افتاد

چه جای تاب که آتش در آفتاب افتاد

بجام باده کنون دست می پرستان گیر

چرا که کشتی دریا کشان در آب افتاد

بسی بکوی خرابات بیخود افتادند

ولی که دید که چون من کسی خراب افتاد

چو کرد مطرب عشاق نوبتی آغاز

خروش و ناله من در دل رباب افتاد

بآب چشم قدح کو کسی که دریابد

مرا که خون جگر در دل کباب افتاد

دل رمیده ی دعد آنزمان برفت از چنگ

که پرده از رخ رخشنده ی رباب افتاد

خدنگ چشم تو در جان خاص و عام نشست

کمند زلف تو در حلق شیخ و شاب افتاد

نسیم صبح چو در گیسوی تو تاب افکند

دل شکسته ی خواجو در اضطراب افتاد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
  2. شمارهٔ ۱۳۴بسالی کی چنان ماهی برآید
  3. شمارهٔ ۱۳۵مهی چون او بماهی برنیاید
  4. شمارهٔ ۱۳۶بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند
  5. شمارهٔ ۱۳۷زنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اند
  6. شمارهٔ ۱۳۸دلبرم را پرّ طوطی بر شکر خواهد فتاد
  7. شمارهٔ ۱۳۹ترک من ترک من گرفت و خطا کرد
  8. شمارهٔ ۱۴۰آن رفت که میل دل من سوی شما بود
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.