پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۲۶

دیشب همه شب منزل من کوی مغان بود

وز ناله ی من مرغ صراحی بفغان بود

همچون قدحم تا سحر از آتش سودا

خون جگر از دیده ی گرینده روان بود

با طلعت آن نادره ی دور زمانم

مشنو که غم از حادثه ی دور زمان بود

بی شهد شکر ریز وی از فرط حرارت

چون شمع شبستان دل من در خفقان بود

باز از فلک پیر باومید وصالش

پیرانه سرم آرزوی بخت جوان بود

از جرعه ی می بزمگه باده گساران

چون چشم من از خون جگر لاله ستان بود

ناگاه ز میخانه برون آمد و بنشست

آن فتنه که آرام دل و مونس جان بود

در داد شرابی ز لب لعل و مرا گفت

در مجلس ما بی می نوشین نتوان بود

چون دید که از دست شدم گفت که خواجو

هشدار که پایت بشد از جای و چنان بود

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸جان برافشان اگرت صحبت جانان باید
  2. شمارهٔ ۱۲۹ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می رود
  3. شمارهٔ ۱۳۰دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود
  4. شمارهٔ ۱۳۱چو عکس روی تو در ساغر شراب افتاد
  5. شمارهٔ ۱۳۲ساقیان چون دم از شراب زنند
  6. شمارهٔ ۱۳۳چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
  7. شمارهٔ ۱۳۴بسالی کی چنان ماهی برآید
  8. شمارهٔ ۱۳۵مهی چون او بماهی برنیاید
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.