پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۲۳

طره های تو کمند افکن طرارانند

غمزه های تو طبیب دل بیمارانند

از رقیبان تو باید که پریشان نشوند

که یقینست که آن جمع پری دارانند

زان بدورت همه محراب نشینان مستند

که چو ابروی تو پیوسته ی خمّارانند

چشم مست تو چو یک لحظه ز می خالی نیست

زاهدان از چه سبب منکر میخوارانند

چون بمیرم بدر میکده تابوت مرا

مگذرانید بدان کوچه که هشیارانند

آنک در حلقه ی زلفش دل ما در بندست

چه خبر دارد از آنها که گرفتارانند

گفتمش گنج لطافت رخ مه پیکرتست

گفت خاموش که بر گنج سیه مارانند

مهر ورزان که نباشند زمانی بی اشک

روز و شب بهر چه سوزند که در بارانند

هر که خواهد که برد سر بسلامت خواجو

گو درین کوی منه پای که عیارانند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵خنک آن باد که بر خاک خراسان گذرد
  2. شمارهٔ ۱۲۶دیشب همه شب منزل من کوی مغان بود
  3. شمارهٔ ۱۲۷ای که از شرمت خوی از رخساره ی خور می چکد
  4. شمارهٔ ۱۲۸جان برافشان اگرت صحبت جانان باید
  5. شمارهٔ ۱۲۹ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می رود
  6. شمارهٔ ۱۳۰دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود
  7. شمارهٔ ۱۳۱چو عکس روی تو در ساغر شراب افتاد
  8. شمارهٔ ۱۳۲ساقیان چون دم از شراب زنند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.