پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۱۵

اگر آن ماه مهربان گردد

غم دل غمگسار جان گردد

آنک چون نامش آورم بزبان

همه اجزای من زبان گردد

ور کنم یاد ناوک چشمش

مو بر اعضای من سنان گردد

چون کنم نقش ابرویش بر دل

قد چون تیر من کمان گردد

مه ز شرم جمال او هر ماه

در حجاب عدم نهان گردد

یا رب این آسیاب دولابی

چند بر خون عاشقان گردد

چون دلم با غم تو گوید راز

در میان خامه ترجمان گردد

از لبت هر که او نشان پرسد

چون دهان تو بی نشان گردد

چون ز لعلت سخن کند خواجو

شکر از منطقش روان گردد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷تنم تنها نمی خواهد که در کاشانه بنشیند
  2. شمارهٔ ۱۱۸در پای تو هر کس که سرانداز نیاید
  3. شمارهٔ ۱۱۹نور رویت تاب در شمع شبستان افکند
  4. شمارهٔ ۱۲۰ز شهر یار که آید که حال یار بگوید
  5. شمارهٔ ۱۲۱خدا را از سر زاری بگوئید
  6. شمارهٔ ۱۲۲چو شام شد بشبستان شتاب باید کرد
  7. شمارهٔ ۱۲۳طره های تو کمند افکن طرارانند
  8. شمارهٔ ۱۲۴بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.