پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۱۹

نور رویت تاب در شمع شبستان افکند

اشکم آتش در دل لعل بدخشان افکند

ای بسا دود جگر کز مهر رویت هر شبی

شمع عالمتاب گردون در شبستان افکند

صوفی صافی گر از لعل تو جامی درکشد

خویشتن را در میان می پرستان افکند

راستی را ترک تیرانداز مستت هر نفس

کشته ئی را از هوا بر خاک میدان افکند

درج یاقوت گهر پوشت چو گردد درفشان

از تحیر خون دل در جان مرجان افکند

یک نظر در کار خواجو کن که هر شب در فراق

ز آتش مهرت شرر در کاخ کیوان افکند

نزد طوفان سرشکش بین که ابر نوبهار

از حیا آب دهن بر روی عمان افکند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱خدا را از سر زاری بگوئید
  2. شمارهٔ ۱۲۲چو شام شد بشبستان شتاب باید کرد
  3. شمارهٔ ۱۲۳طره های تو کمند افکن طرارانند
  4. شمارهٔ ۱۲۴بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد
  5. شمارهٔ ۱۲۵خنک آن باد که بر خاک خراسان گذرد
  6. شمارهٔ ۱۲۶دیشب همه شب منزل من کوی مغان بود
  7. شمارهٔ ۱۲۷ای که از شرمت خوی از رخساره ی خور می چکد
  8. شمارهٔ ۱۲۸جان برافشان اگرت صحبت جانان باید
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.