پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۱۴

تا ترا برگ ما نخواهد بود

کار ما را نوا نخواهد بود

از دهانت چنین که می بینم

کام جانم روا نخواهد بود

چین زلف ترا اگر به مثل

مشک خوانم خطا نخواهد بود

سر پیوند آرزومندان

خواهدت بود یا نخواهد بود

می صافی بده که صوفی را

هیچ بی می صفا نخواهد بود

آنکه بیگانه دارد از خویشم

با کسی آشنا نخواهد بود

چند رانیم اشک در عقبش

کالتفاتش به ما نخواهد بود

سخن یار اگر بود دشنام

ورد ما جز دعا نخواهد بود

ماجرائی که اشک می راند

به از آن ماجرا نخواهد بود

خیز خواجو که هیچ سلطانرا

غم کار گدا نخواهد بود

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶هر که با نرگس سرمست تو در کار آید
  2. شمارهٔ ۱۱۷تنم تنها نمی خواهد که در کاشانه بنشیند
  3. شمارهٔ ۱۱۸در پای تو هر کس که سرانداز نیاید
  4. شمارهٔ ۱۱۹نور رویت تاب در شمع شبستان افکند
  5. شمارهٔ ۱۲۰ز شهر یار که آید که حال یار بگوید
  6. شمارهٔ ۱۲۱خدا را از سر زاری بگوئید
  7. شمارهٔ ۱۲۲چو شام شد بشبستان شتاب باید کرد
  8. شمارهٔ ۱۲۳طره های تو کمند افکن طرارانند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.