پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۱۶

هر که با نرگس سرمست تو در کار آید

روز و شب معتکف خانه ی خمّار آید

صوفی از زلف تو گر یک سر مو دریابد

خرقه بفروشد و در حلقه ی زنار آید

تو مپندار که از غایت زیبائی و لطف

نقش روی تو در آئینه پندار آید

هر گره کز شکن زلف کژت بگشایند

زو همه ناله ی دلهای گرفتار آید

گر دم از دانه ی خال تو زند مشک فروش

سالها زو نفس نافه ی تاتار آید

زلف سرگشته اگر سر ز خطت برگیرد

همچو بخت من شوریده نگونسار آید

من اگر در نظر خلق نیایم سهلست

مست کی در نظر مردم هشیار آید

عیب بلبل نتوان کردن اگر فصل بهار

نرگست بیند و سرمست بگلزار آید

یوسف مصری ما را چو ببازار برند

ای بسا جان عزیزش که خریدار آید

ذره ئی بیش نبیند زمن سوخته دل

آفتاب من اگر بر سر دیوار آید

همچو خواجو نشود از می و مستی بیکار

هر که با نرگس سرمست تو در کار آید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸در پای تو هر کس که سرانداز نیاید
  2. شمارهٔ ۱۱۹نور رویت تاب در شمع شبستان افکند
  3. شمارهٔ ۱۲۰ز شهر یار که آید که حال یار بگوید
  4. شمارهٔ ۱۲۱خدا را از سر زاری بگوئید
  5. شمارهٔ ۱۲۲چو شام شد بشبستان شتاب باید کرد
  6. شمارهٔ ۱۲۳طره های تو کمند افکن طرارانند
  7. شمارهٔ ۱۲۴بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد
  8. شمارهٔ ۱۲۵خنک آن باد که بر خاک خراسان گذرد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.