پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۰۸

ساقیا می زین فزون تر کن که میخوارن بسند

همچو ما دُردیشکان در کوی خمّاران بسند

ساغر وصل ار به بیداران مجلس می رسد

سر بر آر از خواب و می در ده که بیداران بسند

گر سبک دل گشتم از رطل گران عیبم مکن

زانک در بزم سبک روحان سبکساران بسند

ای عزیزان گر بصد جان می نهند ارزان بود

گو نگاهی کن که در هر گوشه بیماران بسند

چشم مستت کو طبیب درد بیدرمان ماست

یوسف ما را که در مصرش خریداران بسند

چون ننالم کانک فریاد گرفتاران ازوست

کی بفریادم رسد کو را گرفتاران بسند

ذره باری از چه ورزد مهر و سوزد در هوا

زانک چون او شاه انجم را هواداران بسند

ایکه گفتی هر زمان یاری گرفتن شرط نیست

ما ترا داریم و بس لیکن ترا یاران بسند

گر گنهکارم که عمری صرف کردم در غمت

بگذران از من که همچون من گنهکاران بسند

بر امید گنج خواجو از سر شوریدگی

دست در زلفش مزن کانجا سیه ماران بسند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برند
  2. شمارهٔ ۱۱۱بی لاله‌رخان روی به صحرا نتوان کرد
  3. شمارهٔ ۱۱۲بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بود
  4. شمارهٔ ۱۱۳بآب گل رخ آن گلعذار می شویند
  5. شمارهٔ ۱۱۴تا ترا برگ ما نخواهد بود
  6. شمارهٔ ۱۱۵اگر آن ماه مهربان گردد
  7. شمارهٔ ۱۱۶هر که با نرگس سرمست تو در کار آید
  8. شمارهٔ ۱۱۷تنم تنها نمی خواهد که در کاشانه بنشیند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.