پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۰۱

که می‌رود که پیامم به شهر یار رساند

حدیث بندهٔ مخلص به شهریار رساند

درود دیدهٔ گوهر‌نثار لعل‌فشانم

بدان عقیق گهرپوش آبدار رساند

دعا و خدمت میخوارگان به وقت صبوحی

بدان دو نرگس میگون پرخمار رساند

ز راه لطف به جز باد نوبهار که باشد

که حال بلبل بیدل به نوبهار رساند

اگر به نامهٔ غم روزگار باز نمایم

کسی که نامه رساند به روزگار رساند

هوا گرفتم و جان را به دست آه سپردم

به بوی آنکه چو بادش بدان دیار رساند

ولی به منزل یاران نسیم باد بهاران

گمان مبر که ز خاکم به جز غبار رساند

مگر بَریدِ صبا اشتیاقِ نامهٔ خواجو

به کوی یار کند منزل و به یار رساند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳ای پرده سرایان که درین پرده سرائید
  2. شمارهٔ ۱۰۴تاجداری کند آنکس که ز سر درگذرد
  3. شمارهٔ ۱۰۵هر کو چو شمع  زآتشِ دل تاجِ سر نکرد
  4. شمارهٔ ۱۰۶چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
  5. شمارهٔ ۱۰۷سوز غم تو آتشم از جان برآورد
  6. شمارهٔ ۱۰۸ساقیا می زین فزون تر کن که میخوارن بسند
  7. شمارهٔ ۱۰۹لطافت دهنش در بیان نمی گنجد
  8. شمارهٔ ۱۱۰ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.