پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۰۴

تاجداری کند آنکس که ز سر درگذرد

ره بمنزل برد آنکو ز سفر درگذرد

کوه سنگین دل اگر قلزم چشمم بیند

موج طوفان سرشکش ز کمر درگذرد

نکند ترک شکر خنده ی شیرین خسرو

لیک پیشین لب شیرین ز شکر درگذرد

دیده دریا دلی از خون دلم می بیند

کو تواند که روان از سر زر درگذرد

نتواند که نهد بر سر کوی تو قدم

مگر آنکس که نخست از سرسر در گذرد

باد را بر سر زلف تو اگر باشد دست

بهوایت ز سر سنبل تر درگذرد

خنک آن خسته که در کوی تو بی بیم رقیب

دهدش دست که چون باد سحر درگذرد

چرخ را بر سر میدان محبت هر دم

ناوک آه من از هفت سپر درگذرد

گر قدم پیش نهی در صف عشقش خواجو

تیر دلدوز فراقت ز جگر درگذرد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
  2. شمارهٔ ۱۰۷سوز غم تو آتشم از جان برآورد
  3. شمارهٔ ۱۰۸ساقیا می زین فزون تر کن که میخوارن بسند
  4. شمارهٔ ۱۰۹لطافت دهنش در بیان نمی گنجد
  5. شمارهٔ ۱۱۰ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برند
  6. شمارهٔ ۱۱۱بی لاله‌رخان روی به صحرا نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۱۱۲بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بود
  8. شمارهٔ ۱۱۳بآب گل رخ آن گلعذار می شویند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.