پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۰۳

ای پرده سرایان که درین پرده سرائید

از پرده برون شد دلم آخر بسر آئید

یکدم بنشینید که آشوب جهانید

یکره بسرائید چو مرغ دو سرائید

شکر ز لب لعل شکر بار ببارید

عنبر ز سر زلف سمن سای بسائید

با من سخن از کعبه و بتخانه مگوئید

کز هر دو مرا مقصد و مقصود شمائید

خیزید و سر از عالم توحید بر آرید

وز پرده ی کثرت رخ وحدت بنمائید

تا صورت جان در تتق عشق ببینید

زنگ خرد از آینه ی دل بزدائید

تا خرقه بخون دل ساغر بنشوئید

رندان خرابات مغان را بنشائید

گر شاه سپهرید در این خانه که مائیم

از خانه برآید که همخانه ی مائید

گنجینه ی حسنید که در عقل نگنجید

یا چشمه ی جانید که در چشم نیائید

هم ساغر و هم باده و هم باده گسارید

هم نغمه و هم پرده و هم پرده سرائید

هرگز نشوید از دل خواجو نفسی دور

وین طرفه که معلوم ندارد که کجائید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵هر کو چو شمع  زآتشِ دل تاجِ سر نکرد
  2. شمارهٔ ۱۰۶چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
  3. شمارهٔ ۱۰۷سوز غم تو آتشم از جان برآورد
  4. شمارهٔ ۱۰۸ساقیا می زین فزون تر کن که میخوارن بسند
  5. شمارهٔ ۱۰۹لطافت دهنش در بیان نمی گنجد
  6. شمارهٔ ۱۱۰ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برند
  7. شمارهٔ ۱۱۱بی لاله‌رخان روی به صحرا نتوان کرد
  8. شمارهٔ ۱۱۲بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بود
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.