پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۰۲

تا چین آن دو زلف سمن سا پدید شد

در چین هزار حلقه ی سودا پدید شد

دیشب نگار مهوش خورشید روی من

بگشود برقع از رخ و غوغا پدید شد

زلفت چو مار خم زد و عقرب طلوع کرد

روی چو مه نمود و ثریا پدید شد

اشکم ز دیده قصه طوفان سئوال کرد

چشمم جواب داد که از ما پدید شد

هست آن شرار سینه ی فرهاد کوهکن

آن آتشی که از دل خارا پدید شد

آدم هنوز خاک وجودش غبار بود

کو را هوای جنت اعلی پدید شد

از آفتاب طلعت یوسف ظهور یافت

نوری که در درون زلیخا پدید شد

گلگون آب دیده چو از چشم ما بجست

مانند باد بر سر صحرا پدید شد

از دود آه ماست که ابر آشکار گشت

وز سیل اشک ماست که دریا پدید شد

جانم شکنج زلف ترا عقد می شمرد

ناگه دل شکسته ام آنجا پدید شد

خواجو اگر چه شعر تو جز عین سحر نیست

بگذر ز سحر چون ید بیضا پدید شد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴تاجداری کند آنکس که ز سر درگذرد
  2. شمارهٔ ۱۰۵هر کو چو شمع  زآتشِ دل تاجِ سر نکرد
  3. شمارهٔ ۱۰۶چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
  4. شمارهٔ ۱۰۷سوز غم تو آتشم از جان برآورد
  5. شمارهٔ ۱۰۸ساقیا می زین فزون تر کن که میخوارن بسند
  6. شمارهٔ ۱۰۹لطافت دهنش در بیان نمی گنجد
  7. شمارهٔ ۱۱۰ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برند
  8. شمارهٔ ۱۱۱بی لاله‌رخان روی به صحرا نتوان کرد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.