پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۹۹

اهل دل پیش تو مردن ز خدا می خواهند

کشته ی تیغ تو گشتن بدعا می خواهند

مرض شوق تو بر بوی شفا می طلبند

درد عشق تو بامید دوا می خواهند

طلب هر کسی از وصل تو چیزی دگرست

بجز ارباب نظر کز تو ترا میخواهند

ما چنین سوخته از تشنگی و لاله رخان

آب سرچشمه ی مقصود ز ما می خواهند

روی ننموده ز ما نقد روان می جویند

ملک در بیع نیاورده بها می خواهند

بسرا مطرب عشاق که مستان از ما

دمبدم زمزمه ی پرده سرا می خواهند

آن جماعت که من از ورطه امانشان دادم

این دمم غرقه ی طوفان بلا می خواهند

من وفا میکنم و نیستم آگه که مرا

از چه رو کشته شمشیر جفا می خواهند

پادشاهان جهان هیچ شنیدی خواجو

که چرا درد دل ریش گدا می خواهند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱که می‌رود که پیامم به شهر یار رساند
  2. شمارهٔ ۱۰۲تا چین آن دو زلف سمن سا پدید شد
  3. شمارهٔ ۱۰۳ای پرده سرایان که درین پرده سرائید
  4. شمارهٔ ۱۰۴تاجداری کند آنکس که ز سر درگذرد
  5. شمارهٔ ۱۰۵هر کو چو شمع  زآتشِ دل تاجِ سر نکرد
  6. شمارهٔ ۱۰۶چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
  7. شمارهٔ ۱۰۷سوز غم تو آتشم از جان برآورد
  8. شمارهٔ ۱۰۸ساقیا می زین فزون تر کن که میخوارن بسند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.