پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۹۷

پیه سوز چشم من سر شمع ایوان تو باد

جان من پروانه ی شمع شبستان تو باد

هر پریشانی که آید روز و شب در کار من

از سر زلف دلاویز پریشان تو باد

مرغ دل کو طائر بستانسرای عشق شد

همدم بلبل نوایان گلستان تو باد

جان سرمست که گشت از صافی وصلت خراب

بی نصیب از دُردی دلگیر هجران تو باد

سرمه ی چشم جهان بین من خاکی نهاد

از غبار رهنورد باد جولان تو باد

تا بود گوی کواکب در خم چوگان چرخ

گوی دلها در خم زلف چو چوگان تو باد

ای رخ بستان فروزت لاله برگ باغ حسن

عندلیب باغ جان مرغ خوش الحان تو باد

آنکه همچون لاله از مهرش دل پر خون بسوخت

سایه پرورد سهی سرو خرامان تو باد

هر که چون خواجو صف آرای سپاه بیخودیست

چشم خون افشان او سقّای میدان تو باد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۹۹اهل دل پیش تو مردن ز خدا می خواهند
  2. شمارهٔ ۱۰۰هر که را سکه درستست بزر باز نماند
  3. شمارهٔ ۱۰۱که می‌رود که پیامم به شهر یار رساند
  4. شمارهٔ ۱۰۲تا چین آن دو زلف سمن سا پدید شد
  5. شمارهٔ ۱۰۳ای پرده سرایان که درین پرده سرائید
  6. شمارهٔ ۱۰۴تاجداری کند آنکس که ز سر درگذرد
  7. شمارهٔ ۱۰۵هر کو چو شمع  زآتشِ دل تاجِ سر نکرد
  8. شمارهٔ ۱۰۶چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.