پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۹۶

ناله ئی کان ز دل چنگ برون می آید

گر بدانی ز دل سنگ برون می آید

صورت عشق چه نقشیست که از پرده ی غیب

هر زمانی بدگرینگ برون می آید

از نم دیده و خون جگر فرهادست

هر گل و لاله که از سنگ برون می آید

می چون زنگ بده کاینه ی خاطر ما

باده می بیند و از زنگ برون می آید

دلم از پرده برون می رود از غایت شوق

هر نفس کان صنم شنگ برون می آید

هر که در میکده از پیر مغان خرقه گرفت

شاید ار چون قدح از رنگ برون می آید

می شود ساکن خاک در میخانه ی عشق

هر که از خانه فرهنگ برون می آید

جام می گشت مگر دیده ی خواجو که ازو

دمبدم باده ی چون زنگ برون می آید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۹۸چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد
  2. شمارهٔ ۹۹اهل دل پیش تو مردن ز خدا می خواهند
  3. شمارهٔ ۱۰۰هر که را سکه درستست بزر باز نماند
  4. شمارهٔ ۱۰۱که می‌رود که پیامم به شهر یار رساند
  5. شمارهٔ ۱۰۲تا چین آن دو زلف سمن سا پدید شد
  6. شمارهٔ ۱۰۳ای پرده سرایان که درین پرده سرائید
  7. شمارهٔ ۱۰۴تاجداری کند آنکس که ز سر درگذرد
  8. شمارهٔ ۱۰۵هر کو چو شمع  زآتشِ دل تاجِ سر نکرد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.