پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۹۱

همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید

یا چو مرغم بگلستان ارم یاد کنید

روز شادی همه کس یاد کند از یاران

یاری آنست که ما را شب غم یاد کنید

گر چنانست که از دلشدگان می پرسید

گاه گاهی زمن دلشده هم یاد کنید

چون شد اقاطع شما تختگه ملک وجود

کی از این کشته شمشیر عدم یاد کنید

چشم دارم که من خسته ی دلسوخته را

بنم چشم گهر بار قلم یاد کنید

هیچ نقصان نرسد در شرف و قدر شما

در چنین محنت و خواری اگرم یاد کنید

چون من از پای فتادم نبود هیچ غریب

گر من بی سر و پا را بقدم یاد کنید

در چمن چون قدح لاله عذاران طلبند

جام گیرید و ز عشرتگه جم یاد کنید

ور در ایوان سلاطین ره قربت باشد

ز مقیمان سر کوی ستم یاد کنید

بلبل خسته بی برگ و نوا را آخر

بنسیم گلی از باغ کرم یاد کنید

سوخت در بادیه از حسرت آبی خواجو

زان جگر سوخته در بیت حرم یاد کنید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۹۳گمان مبر که دلم میل دوستان نکند
  2. شمارهٔ ۹۴کس حال من سوخته جز شمع نداند
  3. شمارهٔ ۹۵کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد
  4. شمارهٔ ۹۶ناله ئی کان ز دل چنگ برون می آید
  5. شمارهٔ ۹۷پیه سوز چشم من سر شمع ایوان تو باد
  6. شمارهٔ ۹۸چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد
  7. شمارهٔ ۹۹اهل دل پیش تو مردن ز خدا می خواهند
  8. شمارهٔ ۱۰۰هر که را سکه درستست بزر باز نماند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.