پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۹۳

گمان مبر که دلم میل دوستان نکند

چرا که مرغ چمن ترک بوستان نکند

کسی که نقد خرد داد و ملک عشق خرید

اگر ز سود و زیان بگذرد زیان نکند

بجان دوست که گنج روان دلی یابد

که او مضایقه با دوستان بجان نکند

شب رحیل خوشا در عماری آسودن

بشرط آنکه جرس ناله و فغان نکند

چه باشد ار نفسی ساربان در این منزل

قرار گیرد و تعجیل کاروان نکند

شهی که باده ی روشن کشد بتیره شبان

معینست که اندیشه از شبان نکند

چو خامی هر که حدیث دل آورد بزبان

طمع مدار که سر بر سر زبان نکند

زبان شمع جگر سوز از آن برندبگاز

که از فسرده دلان راز دل نهان نکند

جهان بحال کسی ملتف شود خواجو

که التفات به نیک و بد جهان نکند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۹۵کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد
  2. شمارهٔ ۹۶ناله ئی کان ز دل چنگ برون می آید
  3. شمارهٔ ۹۷پیه سوز چشم من سر شمع ایوان تو باد
  4. شمارهٔ ۹۸چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد
  5. شمارهٔ ۹۹اهل دل پیش تو مردن ز خدا می خواهند
  6. شمارهٔ ۱۰۰هر که را سکه درستست بزر باز نماند
  7. شمارهٔ ۱۰۱که می‌رود که پیامم به شهر یار رساند
  8. شمارهٔ ۱۰۲تا چین آن دو زلف سمن سا پدید شد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.