پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۸۷

کیست که با من حدیث یار بگوید

بهر دلم حال آن نگار بگوید

پیش کسی کز خمار جان بلب آورد

وصف می لعل خوشگوار بگوید

وز سرمستی بنزد باده گساران

رمزی از آن چشم پر خمار بگوید

لطف کند وز برای خاطر رامین

شمه ئی از ویس گلعذار بگوید

ور گذری باشدش بمنزل لیلی

قصه ی مجنون دلفگار بگوید

دوست مخوانش که رخ ز دوست بتابد

یار مگویش که ترک یار بگوید

باد بهار از چمن بشنعت بلبل

باز نیاید اگر هزار بگوید

با گل بستان فروز روی تو خواجو

باد بود هر چه از بهار بگوید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۸۹کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
  2. شمارهٔ ۹۰بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
  3. شمارهٔ ۹۱همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید
  4. شمارهٔ ۹۲ای ساربان بقتل ضعیفان کمر مبند
  5. شمارهٔ ۹۳گمان مبر که دلم میل دوستان نکند
  6. شمارهٔ ۹۴کس حال من سوخته جز شمع نداند
  7. شمارهٔ ۹۵کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد
  8. شمارهٔ ۹۶ناله ئی کان ز دل چنگ برون می آید
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.