پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۸۵

یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد

وگر از پای در افتاد بسر باز آمد

ظاهر آنست کزین پس گهر ارزان گردد

که چو دریا شد و چون کان گهر باز آمد

آنک در رسته ی بازار وفا زر میزد

در رخ خویش نظر کرد و ززر باز آمد

گرچه طوطی ز شکر نیک بتنگ آمده بود

دگر از آرزوی تنگ شکر باز آمد

بلبل مست نگر باز که چون باد بهار

بهوای سمن و سنبل تر باز آمد

شمع کو مجلس اصحاب منوّر می داشت

با دلی تافته و سوز جگر باز آمد

خاکساری که شد آب رخش از گریه برود

همچو آتش شد و چون باد سحر باز آمد

مدتی گر بضرورت ز نظر غایب گشت

مفکنیدش ز نظر چون بنظر باز آمد

هر که او را قدمی بود چو خواجو را دید

گفت کان یار قدم دار دگر باز آمد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۸۷کیست که با من حدیث یار بگوید
  2. شمارهٔ ۸۸درد غم عشق را طبیب نباشد
  3. شمارهٔ ۸۹کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
  4. شمارهٔ ۹۰بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
  5. شمارهٔ ۹۱همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید
  6. شمارهٔ ۹۲ای ساربان بقتل ضعیفان کمر مبند
  7. شمارهٔ ۹۳گمان مبر که دلم میل دوستان نکند
  8. شمارهٔ ۹۴کس حال من سوخته جز شمع نداند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.