پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۸۳

به خشم رفته‌ی ما گر به صلح بازآید

سعادت ابدی از درم فراز آید

حکایت شب هجر و حدیث طره‌ی دوست

اگر سواد کنم قصه‌ای دراز آید

چو یاد قامت دلجوی او کند شمشاد

رود به طرف لب جوی و در نماز آید

برآید از دل مشتاق کعبه، ناله‌ی زار

اگر به گوش وی آوازه‌ی حجاز آید

کجا به ملک جهان سر درآورد محمود

اگر چنان‌که گدای در ایاز آید

زهی سعادت آن‌ کس که از پی مقصود

رود به طالع سعد و سعید باز آید

کی از هوای تو باز آیدم دل مجروح

که پشه باز نیاید، چو صید باز آید

دلی که در خم زلفت فتاد اگر سنگ است

ز مهر روی تو، چون موم در گداز آید

چو عود هر که ز عشّاق دم زند خواجو

ز سوز فارغ و از ساز بی‌نیاز آید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۸۵یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد
  2. شمارهٔ ۸۶گلی برنگ تو از غنچه بر نمی آید
  3. شمارهٔ ۸۷کیست که با من حدیث یار بگوید
  4. شمارهٔ ۸۸درد غم عشق را طبیب نباشد
  5. شمارهٔ ۸۹کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
  6. شمارهٔ ۹۰بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
  7. شمارهٔ ۹۱همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید
  8. شمارهٔ ۹۲ای ساربان بقتل ضعیفان کمر مبند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.