پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۸۲

مراد بین که بپیش مرید باز آید

بشد چو جوهر فرد و فرید باز آمد

سعادتیست که آنکس که سعد اکبر ماست

بفال سعد برفت و سعید باز آمد

بعید نبود اگر جان ما شود قربان

چو یار ما ز دیاری بعید باز آمد

بگوی نوبت نوروز و ساز عید بساز

که رفت روزه و هنگام عید باز آمد

بگیر جامه و جامم بده که واعظ شهر

قدح گرفت وز وعد وعید باز آمد

بیار باده که هر کو بشد زراه سداد

بکوی میکده رفت و سدید باز آمد

فلک نگین سلیمان بدست آنکس داد

که از تتبع دیو مرید باز آمد

جهان مثل ارادت بنان آنکس خواند

که شد بملک مراد و مُرید باز آمد

بجز مطاوعت و انقیاد سلطان نیست

عبادتی که بکار عبید باز آمد

ز کوی محمدت آنکس که خیمه بیرون زد

ذمیم رفت ولیکن حمید باز آمد

شد آشیانه وحدت مقام شهبازی

که از نشیمن کثرت وحید باز آمد

کسی که مرشد ارباب شوق شد خواجو

عبور کرد ز رشد و رشید باز آمد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۸۴بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد
  2. شمارهٔ ۸۵یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد
  3. شمارهٔ ۸۶گلی برنگ تو از غنچه بر نمی آید
  4. شمارهٔ ۸۷کیست که با من حدیث یار بگوید
  5. شمارهٔ ۸۸درد غم عشق را طبیب نباشد
  6. شمارهٔ ۸۹کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
  7. شمارهٔ ۹۰بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
  8. شمارهٔ ۹۱همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.