پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۸۱

گردون کنایتی ز سر بام ما بود

کوثر حکایتی ز لب جام ما بود

سر سبزی شکوفه ی بستانسرای فضل

از رشحه ی مقاطر اقلام ما بود

خوش بوئی نسیم روان بخش باغ عقل

از نفحه ی معاصر ارقام ما بود

خورشید اگرچه شرفه ی ایوان کبریاست

خشتی زرهگذار در بام ما بود

مارا جوی بدست نبینی ولی دو کون

یک حبّه از فواضل انعام ما بود

چون خیمه بر مخیم کرّ و بیان زنیم

چرخ برین معسکر احشام ما بود

بدر منیر و گیسوی عنبر فشان شب

منجوق چتر و پرچم اعلام ما بود

نوری که وقت صبح ز مشرق شود پدید

از عکس جام باده ی گلفام ما بود

ز ایام اگرچه تیره بود روز عمر ما

فرخنده روز آنک در ایام ما بود

قصر وجود تا با بد کی شود خراب

گر زانک بر کتابه ی او نام ما بود

خواجو مگو حکایت سرچشمه ی حیات

کان قطره ئی ز جام غم انجام ما بود

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۸۳به خشم رفته‌ی ما گر به صلح بازآید
  2. شمارهٔ ۸۴بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد
  3. شمارهٔ ۸۵یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد
  4. شمارهٔ ۸۶گلی برنگ تو از غنچه بر نمی آید
  5. شمارهٔ ۸۷کیست که با من حدیث یار بگوید
  6. شمارهٔ ۸۸درد غم عشق را طبیب نباشد
  7. شمارهٔ ۸۹کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
  8. شمارهٔ ۹۰بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.