پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۸۰

دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد

وین عجبتر که اگر جان ببرد جان نبرد

گر ازین درد بمیرم چه دوا شاید کرد

کانک رنج تو کشد راه بدرمان نبرد

شب دیجور جدائی دل سودائی من

بی خیال سر زلف تو بپایان نبرد

هر کرا ساعد سیمین تو آید در چشم

دست حیرت نتواند که بدندان نبرد

ره بمنزلگه قربت ندهندم که کسی

رخت درویش بخلوتگه سلطان نبرد

پادشاهی تو و هر حکم که خواهی فرمود

بنده آن نیست که سرپیچد و فرمان نبرد

غارت دل کندم غمزه ی کافر کیشت

وانک کافر نبود مال مسلمان نبرد

ای عزیزان بجز از باد صبا هیچ بشیر

خبر یوسف گمگشته بکنعان نبرد

گر نسیم سحری قطع مسافت نکند

هیچکس قصه ی دردم بخراسان نبرد

جان چه ارزد که برم تحفه بجانان هیهات

همه دانند که کس زیره بکرمان نبرد

شکر از گفته خواجو بسوی مصر برند

گرچه کس قند به سوی شکرستان نبرد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۸۲مراد بین که بپیش مرید باز آید
  2. شمارهٔ ۸۳به خشم رفته‌ی ما گر به صلح بازآید
  3. شمارهٔ ۸۴بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد
  4. شمارهٔ ۸۵یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد
  5. شمارهٔ ۸۶گلی برنگ تو از غنچه بر نمی آید
  6. شمارهٔ ۸۷کیست که با من حدیث یار بگوید
  7. شمارهٔ ۸۸درد غم عشق را طبیب نباشد
  8. شمارهٔ ۸۹کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.