پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۷۷

در راه قربت ما ره بان چه کار دارد

در خلوت مسیحا رُهبان چه کار دارد

در داستان نیاید اسرار عشقبازان

کانجا که قاف عشقست دستان چه کار دارد

با حکمت الهی بگذر ز حکم یونان

با بحر لا مکانی عمان چه کار دارد

در ملک بی نیازی کون و مکان چه باشد

با سر لن ترانی هامان چه کار دارد

گر خویشتن پرستی کی ره بری بایمان

در دین خودپرستان ایمان چه کار دارد

حاکم چو عشق باشد فرمان عقل مشنو

کشتی چو نوح سازد کنعان چه کار دارد

عاقل کجا دهد جان در آرزوی جانان

در خانه ی بخیلان مهمان چه کار دارد

در دیر دُردنوشان درس ورع که خوند

در ملت مطیعان عصیان چه کار دارد

ما را بباغ رضوان کی التفات باشد

در روضه ی محبت رضوان چه کار دارد

خواجو سرشک خونین بر چهره چند باری

جائی که مهر باشد باران چه کار دارد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۷۹طوطی از پسته تنگ تو شکر گرد آورد
  2. شمارهٔ ۸۰دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد
  3. شمارهٔ ۸۱گردون کنایتی ز سر بام ما بود
  4. شمارهٔ ۸۲مراد بین که بپیش مرید باز آید
  5. شمارهٔ ۸۳به خشم رفته‌ی ما گر به صلح بازآید
  6. شمارهٔ ۸۴بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد
  7. شمارهٔ ۸۵یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد
  8. شمارهٔ ۸۶گلی برنگ تو از غنچه بر نمی آید
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.