پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۷۰

پشت بر یار کمان ابروی ما نتوان کرد

خویشتن را هدف تیر بلا نتوان کرد

کشته ی تیغ ملامت برضا نتوان شد

حذر از ضربت شمشیر قضا نتوان کرد

گرچه از ما بخطا روی بپیچید و برفت

ترک آن ترک ختائی بخطا نتوان کرد

قامتش را بصنوبر نتوان خواندن از آنک

نسبت سرو خرامان بگیا نتوان کرد

باغبان گو مکن افغان که بهنگام بهار

مرغ را از گل صدبرگ جدا نتوان کرد

گر نخواهی که رود دانش هوش تو برود

گوش بر زمزمه ی پرده سرا نتوان کرد

گر بخنجر زندم روی نتابم ز درش

زانک با او بجفا ترک وفا نتوان کرد

گو بشمشیر بکش یا ز کمندش برهان

صید را این همه در قید رها نتوان کرد

نام خواجو بر آن خسرو خوبان که برد

زانک در حضرت شه یاد گدا نتوان کرد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۷۲هیچ‌کس نیست که وصل تو تمنا نکند
  2. شمارهٔ ۷۳رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند
  3. شمارهٔ ۷۴بیا که بی سر زلفت مرا بسر نشود
  4. شمارهٔ ۷۵حدیث شمع از پروانه پرسید
  5. شمارهٔ ۷۶با درد دُرد نوشان درمان چه کار دارد
  6. شمارهٔ ۷۷در راه قربت ما ره بان چه کار دارد
  7. شمارهٔ ۷۸گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد
  8. شمارهٔ ۷۹طوطی از پسته تنگ تو شکر گرد آورد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.