پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۶۹

سپیده دم که صبا بر چمن گذر می کرد

دل مرا ز گلستان جان خبر می کرد

چو غنچه از لب آن سیمبر سخن می گفت

دهان غنچه پر از خرده های زر می کرد

اگر ز نرگس مستش چمن نشان می داد

دلم بدیده ی حسرت درو نظر می کرد

تذرو جان من از آشیان برون می شد

چو گوش بر سخن بلبل سحر می کرد

شکوفه بهر تماشای باغ عارض دوست

سر از دریچه ی چوبین شاخ بر می کرد

کمان ابروی آن که چو یاد میکردم

خدنگ آه من از آسمان گذر می کرد

فلک بیاد تن سیمگون مهرویان

درست روی من از مهر دل چو زر می کرد

سحر که شاهد خاور نقاب بر می داشت

حدیث روی تو ناهید با قمر می کرد

ز شوق لعل تو هر لحظه مردم چشمم

لب پیاله بخوناب دیده تر می کرد

دبیر از آن لب شیرین حکایتی می راند

دهان تنگ قلم را پر از شکر می کرد

روان خسته ی خواجو ز شهر بند وجود

بعزم ملک عدم دمبدم سفر می کرد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۷۱آنک هرگز نظری با من شیدا نکند
  2. شمارهٔ ۷۲هیچ‌کس نیست که وصل تو تمنا نکند
  3. شمارهٔ ۷۳رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند
  4. شمارهٔ ۷۴بیا که بی سر زلفت مرا بسر نشود
  5. شمارهٔ ۷۵حدیث شمع از پروانه پرسید
  6. شمارهٔ ۷۶با درد دُرد نوشان درمان چه کار دارد
  7. شمارهٔ ۷۷در راه قربت ما ره بان چه کار دارد
  8. شمارهٔ ۷۸گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.