پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۷۳

رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند

خار ما خوردیم و ایشان گل به دست آورده‌اند

گر حرامی در رسد با ما چه خواهد کرد از آنک

رخت ما پیش از نزول ما به منزل برده‌اند

می‌پرستان محبت را ز غم اندیشه نیست

از برای آنکه آب زندگانی خورده‌اند

هر که در عشق پری‌رویان نیامد در شمار

عارفانش از حساب عاقلان نشمرده‌اند

با وجود آنکه بد گفتند و نیک انگاشتیم

ما نیازردیم و بدگویان ز ما آزرده‌اند

گل‌عذاران بین که کل پرده بر ما می‌درند

ما برون افتاده ویشان همچنان در پرده‌اند

بادپیمایان که آگه نیستند از سوز عشق

زان نمی‌سوزند از آه گرم ما کافسرده‌اند

زنده‌دل قومی که پیش تیغ عشقت شمع‌وار

ز آتش دل سر فدا کردند و پای افشرده‌اند

چون به بدنامی برآمد نام خواجو در جهان

نیک‌نام آن‌ها که ترک نیک‌نامی کرده‌اند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۷۵حدیث شمع از پروانه پرسید
  2. شمارهٔ ۷۶با درد دُرد نوشان درمان چه کار دارد
  3. شمارهٔ ۷۷در راه قربت ما ره بان چه کار دارد
  4. شمارهٔ ۷۸گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد
  5. شمارهٔ ۷۹طوطی از پسته تنگ تو شکر گرد آورد
  6. شمارهٔ ۸۰دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد
  7. شمارهٔ ۸۱گردون کنایتی ز سر بام ما بود
  8. شمارهٔ ۸۲مراد بین که بپیش مرید باز آید
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.