پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۶۴

می کشندم بخرابات و در آن می کوشند

که بیک جرعه ی می آب رخم بفروشند

دیگران مست فتادند و قدح ما خوردیم

پختگان سوخته و افسرده دلان می جوشند

باده از دست حریفان ترشروی منوش

که بباطن همه نیشند و بظاهر نوشتند

ایکه خواهی که زمی توبه دهی مستانرا

با زمانی دگر افکن که کنون بیهوشند

مطربان گر جگر چنگ چنان نخراشند

می پرستان جگر خسته چنین نخروشند

تا کی از مهر تو هر شب چو شفق سوختگان

خون چشم از مژه پاشند و بدامن پوشند

برفکن پرده ز رخسار که صاحب نظران

همه چشمند و اگر در سخن آئی گوشند

بلبلان چمن عشق تو همچون سوسن

همه تن جمله زبانند ولی خاموشند

عیب خواجو نتوان کرد که در مجلس ما

صوفیان نیز چو رندان همه دُردی نوشند

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۶۶پیداست که از دود دم ما چه برآید
  2. شمارهٔ ۶۷دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد
  3. شمارهٔ ۶۸این چه بادست که از سوی چمن می آید
  4. شمارهٔ ۶۹سپیده دم که صبا بر چمن گذر می کرد
  5. شمارهٔ ۷۰پشت بر یار کمان ابروی ما نتوان کرد
  6. شمارهٔ ۷۱آنک هرگز نظری با من شیدا نکند
  7. شمارهٔ ۷۲هیچ‌کس نیست که وصل تو تمنا نکند
  8. شمارهٔ ۷۳رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.