پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۶۶

پیداست که از دود دم ما چه برآید

یا خود ز وجود و عدم ما چه برآید

ای صبح جهانتاب دمی همدم ما باش

وانگاه ببین تا زدم ما چه برآید

نقد دل ما را چه زنی طعنه که قلبست

بی ضرب قبول از درم ما چه برآید

باز آی و قدم رنجه کن و محنت ما بین

ورنی ز قدوم و قدم ما چه برآید

گفتی که کرم باشد اگر بگذری از ما

داند همه کس کز کرم ما چه برآید

گر عشق تو در پرده ی دل نفکند آواز

از زمزمه ی زیر و بم ما چه برآید

ور مجلس ما ز آتش عشقت نشود گرم

از سوز دل و ساز غم ما چه برآید

هر لحظه بگوش آیدم از کعبه ی همت

کایا ز حریم حرم ما چه برآید

گفتم که قلم شرح دهد قصه خواجو

لیکن ز زبان و قلم ما چه برآید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۶۸این چه بادست که از سوی چمن می آید
  2. شمارهٔ ۶۹سپیده دم که صبا بر چمن گذر می کرد
  3. شمارهٔ ۷۰پشت بر یار کمان ابروی ما نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۷۱آنک هرگز نظری با من شیدا نکند
  5. شمارهٔ ۷۲هیچ‌کس نیست که وصل تو تمنا نکند
  6. شمارهٔ ۷۳رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند
  7. شمارهٔ ۷۴بیا که بی سر زلفت مرا بسر نشود
  8. شمارهٔ ۷۵حدیث شمع از پروانه پرسید
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.