پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۶۳

آن شِکرلب که نباتش ز شکر می‌روید

از سمن برگ‌رخش سنبل تر می‌روید

می‌رود آب گل از نسترنش می‌ریزد

و ارغوان و گلش از راهگذر می‌روید

بجز آن پسته‌دهن هیچ سهی‌سروی را

نار سیمین نشنیدم که زبر می‌روید

تا تو در چشم منی از لب سرچشمهٔ چشم

لاله می‌چینم و در لحظه دگر می‌روید

فتنهٔ دور قمر نزد خرد دانی چیست

سبزهٔ خط تو کز طرف قمر می‌روید

تیغ هجرم چه زنی کز دل ریشم هردم

می‌دمد شاخ تبرخون و تبر می‌روید

فصل نوروز چو در برگ سمن می‌نگرم

بی گل روی تو خارم ز بصر می‌روید

هر زمانم که خط سبز تو آید در چشم

سبزه بینم ز لب چشمه که برمی‌روید

ای بسا برگ شقایق که دمادم در باغ

از سرشک من و خوناب جگر می‌روید

ظاهر آنست که از خون دل فرهادست

آن همه لاله که بر کوه و کمر می‌روید

اگر از چشم تو خواجو همه گوهر خیزد

از رخ زرد تو چونست که زر می‌روید

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۶۵تا بر آید نفس از عشق دمی باید زد
  2. شمارهٔ ۶۶پیداست که از دود دم ما چه برآید
  3. شمارهٔ ۶۷دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد
  4. شمارهٔ ۶۸این چه بادست که از سوی چمن می آید
  5. شمارهٔ ۶۹سپیده دم که صبا بر چمن گذر می کرد
  6. شمارهٔ ۷۰پشت بر یار کمان ابروی ما نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۷۱آنک هرگز نظری با من شیدا نکند
  8. شمارهٔ ۷۲هیچ‌کس نیست که وصل تو تمنا نکند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.