پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۶۲

راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود

در میان باغ کاران یا کنار زنده رود

باده در ساغر فکن ساقی که من رفتم بباد

رود را بر ساز کن مطرب که دل دادم برود

جام لعل و جامه ی نیلی سیه روئی بود

خیز و خم بنمای تا خمری کنم دلق کبود

گر تو ناوک می زنی دور افکنم درع و سپر

ور تو خنجر می کشی یکسو نهم خفتان و خود

شاهد بربط زن از عشّاق می سازد نوا

بلبل خوش نغمه از نوروز می گوید سرود

در چنین موسم که گل فرش طرب گسترده است

جامه ی جان مرا گوئی زغم شد تار و پود

آن شه خوبان زبردست و گدایان زیردست

او چو کیخسرو بلند افتاده و پیران فرود

می برد جانم بر محراب ابرویش نماز

می فرستد چشم من بر خاک درگاهش درود

چون میان دجله خواجو را کجا بودی کنار

کز کنار او دمی خالی نیفتادی ز رود

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۶۴می کشندم بخرابات و در آن می کوشند
  2. شمارهٔ ۶۵تا بر آید نفس از عشق دمی باید زد
  3. شمارهٔ ۶۶پیداست که از دود دم ما چه برآید
  4. شمارهٔ ۶۷دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد
  5. شمارهٔ ۶۸این چه بادست که از سوی چمن می آید
  6. شمارهٔ ۶۹سپیده دم که صبا بر چمن گذر می کرد
  7. شمارهٔ ۷۰پشت بر یار کمان ابروی ما نتوان کرد
  8. شمارهٔ ۷۱آنک هرگز نظری با من شیدا نکند
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.