پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۶۱

بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست

بر امید گنج در ویرانه نتوانم نشست

در ازل چون با می و میخانه پیمان بسته ام

تا ابد بی باده و پیمانه نتوانم نشست

ایکه افسونم دهی کز مار زلفش سر مپچ

بر سر آتش بدین افسانه نتوانم نشست

مرغ جانرا تا نسوزد ز آتش دل بال و پر

پیش روی شمع چون پروانه نتوانم نشست

در چنین دامی که نتوان داشت اومید خلاص

روز و شب در آرزوی دانه نتوانم نشست

منکه در زنجیرم از سودای زلف دلبران

بی پریروئی چنین دیوانه نتوانم نشست

آتش عشقش دلم را زنده می دارد چون شمع

ورنه زینسان مرده دل در خانه نتوانم نشست

یکنفس بی اشک می خواهم که بنشینم ولیک

در میان بحر بی دُردانه نتوانم نشست

اهل دل گویند خواجو از سر جان بر مخیز

چون نخیزم زانک بی جانانه نتوانم نشست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۶۳آن شِکرلب که نباتش ز شکر می‌روید
  2. شمارهٔ ۶۴می کشندم بخرابات و در آن می کوشند
  3. شمارهٔ ۶۵تا بر آید نفس از عشق دمی باید زد
  4. شمارهٔ ۶۶پیداست که از دود دم ما چه برآید
  5. شمارهٔ ۶۷دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد
  6. شمارهٔ ۶۸این چه بادست که از سوی چمن می آید
  7. شمارهٔ ۶۹سپیده دم که صبا بر چمن گذر می کرد
  8. شمارهٔ ۷۰پشت بر یار کمان ابروی ما نتوان کرد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.