پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۶۰

ای دردِ تو درمانِ دل و رنجِ تو راحت

اشکم نمک‌آب و جگرِ خسته جراحت

موج ار چه زند لافِ تبحر نزند دم

با مردمک چشم من از علم سباحت

یکدم نشود نقش تو از دیده ما دور

زانرو که توئی گوهر دیای ملاحت

دستی ز سر لطف بنه بر دل ریشم

زیرا که بود در کف کافی تو راحت

مستسقی درویش که نم در جگرش نیست

او را که دهد قطره‌ئی از بحر سماحت

در مذهب صاحب‌نظران باده مباحست

زینسان که دهد چشم تو فتوی اباحت

از شرم شود غرق عرق صبح جهانتاب

پیش رخ زیبای تو از روی صباحت

در دیده خورشید چو یک‌ذره حیا نیست

آید به سر بام تو از راه وقاحت

از پسته تنگت ندهد یکسر مو شرح

خواجو که کند موی شکافی بفصاحت

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۶۲راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود
  2. شمارهٔ ۶۳آن شِکرلب که نباتش ز شکر می‌روید
  3. شمارهٔ ۶۴می کشندم بخرابات و در آن می کوشند
  4. شمارهٔ ۶۵تا بر آید نفس از عشق دمی باید زد
  5. شمارهٔ ۶۶پیداست که از دود دم ما چه برآید
  6. شمارهٔ ۶۷دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد
  7. شمارهٔ ۶۸این چه بادست که از سوی چمن می آید
  8. شمارهٔ ۶۹سپیده دم که صبا بر چمن گذر می کرد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.