پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۴۶

زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجر است

وانک اقرارش به بت‌رویان نباشد کافر است

چون توانم کز حضورش کام دل حاصل کنم

کانزمان از خویش غائب می‌شوم کو حاضر است

زنده‌دل آن کشته کو جان پیش چشمش داده است

تندرست آن خسته کو بر درد عشقش صابر است

عاقبت بینی که کارش در هوا گردد بلند

ذرهٔ سرگشته کو در مهرورزی ماهر است

هرکرا خاطر به زلف ماهرویان می‌کشد

عیب نتوان کرد اگر چون من پریشان خاطر است

عاقلان دانند که ادراک خرد قاصر بود

زانچه بر مجنون ز سرّ حُسن لیلی ظاهر است

در هوایت زورقی بر خشک می‌رانم ولیک

جانم از طوفان غم در قعر بحری زاخر است

کی سر موئی زبانم گردد از ذکرت جدا

کز وجودم هر سر موئی زبانی ذاکر است

ای که فرمائی که خواجو عشق را پوشیده دار

چون توانم گرچه دانم کان لباسی فاخر است

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۴۸ز آتشکده و کعبه غرض سوز و نیاز است
  2. شمارهٔ ۴۹زلف هندوی تو در تاب است و ما را تاب نیست
  3. شمارهٔ ۵۰عشق سطانی‌ست کو را حاجت دستور نیست
  4. شمارهٔ ۵۱دوش پیری ز خرابات برون آمد مست
  5. شمارهٔ ۵۲عقل مرغی ز آشیانه ی ماست
  6. شمارهٔ ۵۳چه بر قمر ز شب عنبری نقاب انداخت
  7. شمارهٔ ۵۴اگرچه بلبل طبعم هزاردستان است
  8. شمارهٔ ۵۵روی زمین و خون دلم نم گرفته است
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.