پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۳۳

بدایت غم عشّاق را نهایت نیست

نهایت ره مشتاقرا بدایت نیست

سخن بگوی که پیش لب شکر بارت

حدیث شکر شیرین بجز حکایت نیست

بسی شکایتم از فرقت تو در جانست

وگرنه از غم عشقت مرا شکایت نیست

گرم بتیغ جفا می کشی حیات منست

چرا که قصد حبیبان بجز عنایت نیست

چنین شنیده ام از راویان آیت عشق

که در قرائت دلدادگان روایت نیست

کدام رند خرابات دیده ئی کو را

هزار زاهد صد ساله در حمایت نیست

مباش منکر احوال عاشقان خواجو

که قطع بادیه ی عشق بی هدایت نیست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۳۵بوقت صبح چو آن سرو سیم‌تن بنشست
  2. شمارهٔ ۳۶اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست
  3. شمارهٔ ۳۷ورطهٔ پر خطر عشق تو را ساحل نیست
  4. شمارهٔ ۳۸کو دل که او به دام غمت پای‌بند نیست
  5. شمارهٔ ۳۹با تو نقشی که در تصوّر ماست
  6. شمارهٔ ۴۰غرّه ی ماه جز آن عارض شهر آرا نیست
  7. شمارهٔ ۴۱تُرک من ترک من بی‌سر و پا کرد و برفت
  8. شمارهٔ ۴۲از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.