پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۹

مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست

حاصلم زین قرص زرین نیم نانی بیش نیست

از نعیم روضه ی رضوان غرض دانی که چیست

وصل جانان ورنه جنت بوستانی بیش نیست

گفتم از خاک درش سر بر ندارم بنده وار

باز می گویم سری بر آستانی بیش نیست

آنچنان در عالم وحدت نشان گم کرده ام

کز وجودم اینکه می بینی نشانی بیش نیست

چند گویم هر نفس کاهم ز گردون درگذشت

کاسمان از آتش آهم دخانی بیش نیست

گفتمش چشمت بمستی خون جانم ریخت گفت

گرچه خونخوارست آخر ناتوانی بیش نیست

گر بجان قانع شود در پایش افشانم روان

کانچه در دستست حالی نیم جانی بیش نیست

یک زمان خواجو حضور دوستان فرصت شمار

زانک از دور زمان فرصت زمانی بیش نیست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۳۱روز رخسار تو ماهی روشنست
  2. شمارهٔ ۳۲لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
  3. شمارهٔ ۳۳بدایت غم عشّاق را نهایت نیست
  4. شمارهٔ ۳۴دلا جان در ره جانان حجابست
  5. شمارهٔ ۳۵بوقت صبح چو آن سرو سیم‌تن بنشست
  6. شمارهٔ ۳۶اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست
  7. شمارهٔ ۳۷ورطهٔ پر خطر عشق تو را ساحل نیست
  8. شمارهٔ ۳۸کو دل که او به دام غمت پای‌بند نیست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.