پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۸

ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست

کار اسلام ز بالای بلندت بالاست

شکل گیسوی و دهان تو بصورت حامیم

حرف منشور جلال تو بمعنی طاهاست

شب که داغ خط هندوی تو دارد چو بلال

دلش از طرّه عنبر شکنت پر سوداست

زمزم از خجلت الفاظ تو غرق عرقست

مروه از پرتو انوار تو در عین صفاست

هر که او مشتریت گشت ز هی طالع سعد

وانک در مهر تو چون ماه بیفزود بکاست

پیش آن سنبل مشکین عبیر افشانت

سخن نافه ی تاتار نگویم که خطاست

در شب قدر خرد با خم گیسویت گفت

«ایکه از هر سر موی تو دلی اندرواست»

از تو موئی بجهانی نتوان دادن از آنک

«یک سر موی ترا هر دو جهان نیم بهاست»

قطره ی ئی بخش ز دریای شفاعت ما را

کاب سرچشمه ی مهرت سخن دلکش ماست

در تو بستیم بیک موی دل از هر دو جهان

که بیک موی تو کار دو جهان گردد راست

مکن از خاک در خویش جدا خواجو را

که بود خاک ره آنکس که ز کوی تو جداست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۳۰منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
  2. شمارهٔ ۳۱روز رخسار تو ماهی روشنست
  3. شمارهٔ ۳۲لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
  4. شمارهٔ ۳۳بدایت غم عشّاق را نهایت نیست
  5. شمارهٔ ۳۴دلا جان در ره جانان حجابست
  6. شمارهٔ ۳۵بوقت صبح چو آن سرو سیم‌تن بنشست
  7. شمارهٔ ۳۶اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست
  8. شمارهٔ ۳۷ورطهٔ پر خطر عشق تو را ساحل نیست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.