پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۷

روضه ی خلد برین بستانسرائی بیش نیست

طوطی خوش خوان جام دستانسرائی بیش نیست

گنبد گردنده ی پیروزه یعنی آسمان

در جهان آفرینش آسیائی بیش نیست

بگذر از کیوان که آن هندوی پیر سالخورد

با علو قدر و تمکین بزبهائی بیش نیست

قاضی دیوان اعلی را که خوانی مشتری

در حقیقت چون ببینی پارسائی بیش نیست

صفدر خیل کواکب گرچه ترکی پر دلست

نام آن خونی مبر کو بدلقائی بیش نیست

قیصر قصر زبرجد را که شاه انجمست

گر بدانی روشن او هم بی حیائی بیش نیست

اصف ثانی چرا خوانی دبیر چرخ را

زانک او در کوی دانش کدخدائی بیش نیست

شهره شهرست مه در راه پیمائی ولیک

بر سر میدان قدرت بادپائی بیش نیست

حاجت از حق جوی خواجو زانک ملک هر دو کون

با وجود جود او حاجت روائی بیش نیست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۹مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
  2. شمارهٔ ۳۰منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
  3. شمارهٔ ۳۱روز رخسار تو ماهی روشنست
  4. شمارهٔ ۳۲لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
  5. شمارهٔ ۳۳بدایت غم عشّاق را نهایت نیست
  6. شمارهٔ ۳۴دلا جان در ره جانان حجابست
  7. شمارهٔ ۳۵بوقت صبح چو آن سرو سیم‌تن بنشست
  8. شمارهٔ ۳۶اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.