پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۶

طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست

پرتو نور تجلی در دل پر نور ماست

ما بحور و روضه ی رضوان نداریم التفات

زانک مجلس روضه ی رضوان و شاهد حور ماست

عاقبت غیبت گزیند هر که آید در نظر

وانک او غایت نگردد از نظر منظور ماست

پیش ماهر روز بی او رستخیزی دیگرست

و آه دلسوز و نفیر سینه نفخ صور ماست

ما بدارالملک وحدت کوس شاهی میزنیم

وین که بر زر می نویسد اشک ما منشور ماست

کرده ایم از ملک هستی کنج عزلت اختیار

وین دل ویرانه گنج و نیستی گنجور ماست

آنک دایم در خرابات فنا ساغر کشد

در هوای چشم مست او دل مخمور ماست

تختگاه عشق ما داریم و از دار ایمنیم

زانک دار از روی معنی رایت منصور ماست

تا چو خواجو عالم رندی مسخّر کرده ایم

زلف ساقی دستگیر و جام می دستور ماست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۸ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
  2. شمارهٔ ۲۹مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
  3. شمارهٔ ۳۰منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
  4. شمارهٔ ۳۱روز رخسار تو ماهی روشنست
  5. شمارهٔ ۳۲لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
  6. شمارهٔ ۳۳بدایت غم عشّاق را نهایت نیست
  7. شمارهٔ ۳۴دلا جان در ره جانان حجابست
  8. شمارهٔ ۳۵بوقت صبح چو آن سرو سیم‌تن بنشست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.