پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۴

جمشید بنده ی در دولتسرای ماست

خورشید شمسه ی حرم کبریای ماست

جعد عروس ماهرخ حجله ی ظفر

گیسوی پرچم علم سدره سای ماست

آن اطلس سیه که شب تار نام اوست

تاری ز پرده ی در خلوتسرای ماست

کیوان که هست برهمن دیر شش دری

با آن علّو مرتبه مأمور رای ماست

گر زیر دست ما بود آفاق دور نیست

کافلاک را چو درنگری زیر پای ماست

بنمای ملکتی که نباشد خلل پذیر

ور زانک هست مملکت دیر پای ماست

تا چتر ما همای خلفای زمانه ایم

و آئینه ی جمال خلافت لقای ماست

خورشید آتشین رخ گیتی فروز چرخ

عکسی ز جام خاطر گیتی نمای ماست

خواجو سزد که بنده ی درگاه ما بود

چون شاه هفت کشور گردون گدای ماست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۶طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست
  2. شمارهٔ ۲۷روضه ی خلد برین بستانسرائی بیش نیست
  3. شمارهٔ ۲۸ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
  4. شمارهٔ ۲۹مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
  5. شمارهٔ ۳۰منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
  6. شمارهٔ ۳۱روز رخسار تو ماهی روشنست
  7. شمارهٔ ۳۲لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
  8. شمارهٔ ۳۳بدایت غم عشّاق را نهایت نیست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.