پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۳

ساقیا ساغر شراب کجاست

وقت صبحست آفتاب کجاست

خستگی غالبست مرهم کو

تشنگی بیحدست آب کجاست

دُرد نوشان درد را بصبوح

جز دل خونچکان کباب کجاست

همه عالم غمام غم بگرفت

خور رخشان مه نقاب کجاست

لعل نابست آب دیده ما

آن عقیقین مذاب ناب کجاست

تا بکی اشک بر رخ افشانیم

آخر آن شیشه گلاب کجاست

بسکه آتش زبانه زد در دل

جگرم گرم شد لعاب کجاست

از تف سینه و بخار خمار

جانم آمد بلب شراب کجاست

دلم از چنگ می رود بیرون

نغمه ی زخمه ی رباب کجاست

بجز از آستان باده فروش

هر شبم جایگاه خواب کجاست

دل خواجو ز غصّه گشت خراب

مونس این دل خراب کجاست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۵یاران همه مخمور و قدح پر می نابست
  2. شمارهٔ ۲۶طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست
  3. شمارهٔ ۲۷روضه ی خلد برین بستانسرائی بیش نیست
  4. شمارهٔ ۲۸ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
  5. شمارهٔ ۲۹مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
  6. شمارهٔ ۳۰منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
  7. شمارهٔ ۳۱روز رخسار تو ماهی روشنست
  8. شمارهٔ ۳۲لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.