پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۲

بوقت صبح می روشن آفتاب منست

بتیره شب در میخانه جای خواب منست

اگر شراب نباشد چه غم که وقت صبوح

دو چشم اشک فشان ساغر شراب منست

وگر کباب نیابم تفاوتی نکند

بحکم آنک دل خونچکان کباب منست

براه بادیه ای ساربان چه جوئی آب

که منزلت همه در دیده ی پر آب منست

مرا مگوی که برگرد و ترک ترکان گیر

که گرچه راه خطا می‌روم صواب منست

چگونه در تو رسم تا ز خود برون نروم

چرا که هستی من در میان حجاب منست

بیا که بی تو ملولم ز زندگانی خویش

که در فراق رخت زندگی عذاب منست

تو گنج لطفی و دانم کزین بتنگ آئی

که روز و شب وطنت در دل خراب منست

خروش و ناله ی خواجو و بانگ بلبل مست

نوای باربد و نغمه ی رباب منت

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۴جمشید بنده ی در دولتسرای ماست
  2. شمارهٔ ۲۵یاران همه مخمور و قدح پر می نابست
  3. شمارهٔ ۲۶طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست
  4. شمارهٔ ۲۷روضه ی خلد برین بستانسرائی بیش نیست
  5. شمارهٔ ۲۸ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
  6. شمارهٔ ۲۹مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
  7. شمارهٔ ۳۰منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
  8. شمارهٔ ۳۱روز رخسار تو ماهی روشنست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.