پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۴

دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب

تا روز نخفتیم من و شمع جگر تاب

از دست دل سوخته و دیده خونبار

یک لحظه نبودیم جدا ز آتش و از آب

من در نظرش سوختمی ز آتش سینه

و او ساختی از بهر من سوخته جلاب

از بسکه فشاندیم دُر از چشم گهر ریز

شد صحن گلستان صدف لؤلؤی خوشاب

در پاش فکندم سر شوریده از آنروی

کو بود که می سوخت دلش بر من از اصحاب

یاران بخور و خواب بسر برده همه شب

وان سوخته فارغ ز خور و چشم من از خواب

او خون جگر خورده و من خون دل ریش

او می بقدح داده و من دل بمی ناب

او بر سر من اشک فشان گشته چو باران

و افتاده من دلشده از دیده بغرقاب

من با غم دل ساخته و سوخته در تب

و او از دم دود من دلسوخته در تاب

چون دید که خون دلم از دیده روان بود

می داد روان شربتم از اشک چو عنّاب

جز شمع جگر سوز که شد همدم خواجو

کس نیست که او را خبری باشد از این باب

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۶طلع الصبح من وراء حجاب
  2. شمارهٔ ۱۷چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
  3. شمارهٔ ۱۸نعلم نگر نهاده بر آتش که عنبرست
  4. شمارهٔ ۱۹زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
  5. شمارهٔ ۲۰سحاب سیل فشان چشم رودبار منست
  6. شمارهٔ ۲۱این بوی بهارست که از صحن چمن خاست
  7. شمارهٔ ۲۲بوقت صبح می روشن آفتاب منست
  8. شمارهٔ ۲۳ساقیا ساغر شراب کجاست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.