پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۳

برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب

در دم صبح از شب تاریک بنمای آفتاب

عالم از لعل تو پر شورست و لعلت پر شکر

فتنه از چشم تو بیدارست و چشمت مست خواب

هر سؤالی کان ز دریا می کنم در باب موج

دیده می بینم که می گوید یکایک را جواب

هم عفی الله مردم چشمم که با این ضعف دل

می فشاند دمبدم بر چهره زردم گلاب

چون بیاد نرگس مستت روم در زیر خاک

روز محشر سر بر آرم از لحد مست و خراب

هر چه نتوان یافت در ظلمت ز آب زندگی

من همان در تیره شب می یابم از جام شراب

هیچکس بر تربت مستان نگرید جز قدح

هیچکس در ماتم رندان ننالد جز رباب

پیش ازین کیخسرو ار شبرنگ بر جیحون دواند

اشک ما راند بقطره دم بدم گلگون بر آب

هر که آرد شرح آب چشم خواجو در قلم

از سر کلکش بریزد رستهٔ دُرّ خوشاب

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۵ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
  2. شمارهٔ ۱۶طلع الصبح من وراء حجاب
  3. شمارهٔ ۱۷چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
  4. شمارهٔ ۱۸نعلم نگر نهاده بر آتش که عنبرست
  5. شمارهٔ ۱۹زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
  6. شمارهٔ ۲۰سحاب سیل فشان چشم رودبار منست
  7. شمارهٔ ۲۱این بوی بهارست که از صحن چمن خاست
  8. شمارهٔ ۲۲بوقت صبح می روشن آفتاب منست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.