پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۱

شبی که راه دهم آه آتش افشان را

ز دود سینه کنم تیره چشم کیوان را

ببر طبیب صداع از سرم که این دل ریش

ز بهر درد فدا کرده است درمان را

مگر حکایت طوفان چو اشک ما بینی

که ما ز چشم بیفکنده‌ایم طوفان را

به قصد جان من آن کس که می‌کشد شمشیر

نثار خنجر خونریز او کنم جان را

عجب نباشد اگر تشنهٔ جمال حرم

ز آب دیده لبالب کند بیابان را

به عزم کعبه چون محمل برون برد مشتاق

بسوزد از نفس آتشین مغیلان را

تو باد پای زمین کوب را به جلوه در آر

که ما به دیده زنیم آب خاک میدان را

مگو بگوی که سرگشته از چه می‌گردی

اگر چنان که ندانی بپرس چوگان را

مکن ملامت خواجو که از گل صد برگ

مجال صبر نباشد هزاردستان را

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۳برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
  2. شمارهٔ ۱۴دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب
  3. شمارهٔ ۱۵ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
  4. شمارهٔ ۱۶طلع الصبح من وراء حجاب
  5. شمارهٔ ۱۷چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
  6. شمارهٔ ۱۸نعلم نگر نهاده بر آتش که عنبرست
  7. شمارهٔ ۱۹زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
  8. شمارهٔ ۲۰سحاب سیل فشان چشم رودبار منست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.